تحلیف نگهبانی از وطن

zia_omid
Mon, Jun 17 2019 10:55 AM

فرا رسیدن سال ۲۰۱۴ توأم با نگرانی، تشویش و وخیم شدن وضعیت اقتصادی کشور بود. قوای ائتلاف بیزها و تجهیزات نظامی خود می بستند و دولت وقت و قوای ناتو در حال تسلیم دهی مسئولیت امنیتی به اردوی نوپای افغانستان بودند. آغاز سال ۲۰۱۴ توأم با بیم و امید بود. بیم از فروپاشی و امید به نیروهای نوپای قوای دفاعی و امنیتی کشور. رسانه های که در چندین سال هیچ ستایشی ازین نیروها نکرده بودند همه دست به دامان ایشان شدند و القاب قهرمانان افغانانستان، نگهابان کشور.. در میان‌برنامه های شبکه های تلویزیونی به تکرار شنیده می شد، چنانچه فضای شبکه های اجتماعی هم از این وضعیت مستثنی نبود. نیروهای افغان بعد از تسلیم شدن مسئولیت امنیتی کشور به تنهایی به مصاف دشمن رفتند!

بهای بلند نگهبانی

در روزهای نخستین حکومت وحدت ملی که میدان های نبرد به گونه وحشتباری گرم و آتشین بودند، با یکی از دوستان رسانه ای ام صحبت داشتیم، ایشان گفتند: " میزان تلفات نیروی های دفاعی و امنیتی روزانه 45 نفر است." چند مدت بعد در یک نشستی که با جمعی از جوانان با رئیس صاحب جمهور داشتیم، ایشان گفتند: " هر روز کاری‌ام را با اطلاع یابی از امار شهدای قوای دفاعی و امنیتی شروع می کنم و این دشوارترین لحظات زندگی‌ام است!" بعداً که خودم چند سفری به قطعات اردوی ملی داشتم، دیدن تابوت های خون آلود این قهرمانان را که با رسم تعظیم، خون چکان به طیاره بالا می کردند و مثل صندوق ها می چیدند، دیدم، بیش تر از پیش به این قناعت رسیدم که بهای نگهبانی این وطن و حفظ امنیت و آرامش مردم، خیلی بلند و گزاف است!

درین میان آنچه را می توان به حیث یک دست آورد یاد کرد، تحول دیدگاه مردم نسبت به نیروهای دفاعی و امنیتی است. از اینکه مردم کشور ما سابقه مداخله خارجی کشورها و قدرت های بزرگ را در طول تاریخ آزموده بودند، رنج مهاجرت، درد خانه جنگی و تجربه تلخ حکومت طالبانی را از سر گذشتانده بودند، راهی جز حمایت از نیروهای خود و بستن امید به ایشان نداشتند. این حمایت، محبت و اعتماد تا اکنون همچنان پا برجاست!

از شکست در نبردها تا اُفت مورال جنگجویان مخالفین

طی چند سال اخیر دشمنان افغانستان با پلان ها و اهداف بلندپروازانه شان جنگ علیه نیروهای دفاعی را شدت بخشیدند. دشمن بیش از هر زمانی در قوت بشری و لوژستیکی خود افزایش آورد و خیال تسخیر ولایات را در سر داشتند که هر بار با ناکامی مواجه شدند.

بعد از حمایت پیگیر مردم از نیروهای افغان، باورهای عقیدتی جنگجویان طالب نیز لرزان شده، تبلیغات سوء مبنی بر کافر خواندن شهروندان و نیروهای دفاعی و امنیتی دیگر کارگرنیست. مردم عام و حوزه های سربازگیری گروهای جنگجو دیگر می‌دانند که این جنگ بر مبنی ایدیولوژی دینی نه بلکه بر محور ستراتیژی ها و اهداف سیاسی می چرخد. اکنون بیشتر جنگجویانی که با این گروه ها می رزمند با بحران ایدیولوژیک درگیرند. برخی شان دنبال جبهه های ایدیولوژیک تازه ظهور کرده و خشن‌تر استند و برخی نیز از سر ناگزیری و ترس جان صدا بلند کرده نمی‌توانند. در آتش بس سه روزه عید فطر سال ‌۱۳۹۷ یک تعداد قابل ملاحظه جنگجویان طالب با ورود به شهر ها از بازگشت به سنگرهای جنگ ابا ورزیدند، چون ایشان به چشم سر دیدند که کابلیان و سایر شهرنشینان نه مساجد خود را ویران کرده اند و نه هم - آن طوری که برای شان تبلیغ می شد – با زن های خود با خارجی ها شنا می کنند!   نیروی های دفاعی و امنیتی هم گویا با عرضه کردن هزاران قربانی در خلال چند سال اخیر اکنون رزمنده تر و شجاع تر شده اند. سنگرهای داغ جنگ، ایشان را آبدیده و برنده تر ساخته اند. مهر و اعتماد مردم ایشان را جسورتر و رزمنده تر کرده اند.

درین اواخر دشمن تلفات سنگینی را از جانب قوای دفاعی و امنیتی مان متقبل شدند. چندین زندان شان تسخیر، ده ها قرارگاه، دیپو و سنگرشان تخریب و هزاران جنگجوی شان به کام مرگ فرو رفتند. میزان سربازگیری و جلب و جذب شان هم آن رونق دیروزی را ندارد و حوزه های سربازگیری شان نیز تبدیل به قبرستان شده  اند.

بلی؛ جنگ بهای سنگینی دارد اما یکی این بها را برای بیگانه می پردازد و دیگری برای کشورش افتخار می آفریند. کشته شدن هموطن مقابل نیز درد آور است اما وقتی به آسیاب دشمن آب می ریزد نا گزیر از قطع این گونه انگشت ششم استیم.

نکاتی پیرامون معاهده فرضی صلح

در یکی دو سال اخیر روند گفتگوهای صلح و چشم امید به سوی صلح از هر زمان دیگری بیشتر شده است. متحدین افغانستان، همسایه ها و قدرت های بزرگ آستین های خود را برای آوردن صلح به افغانستان، بر زده اند. نشست های زیادی با نمایندگان طالبان ترتیب داده شد اما تا اکنون نتیجه ملموس آن دیده نمی شود. طالبان هنوز هم روی فاتح شدن در جنگ فکر می کنند. به همین ملحوظ می خواهم چند نکته کوتاه را یاد آور شوم:

  1. ماشین جنگی طالبان روبه فرسایش است و حوزه های سربازگیری شان دیگر خشک گردیده اند. شاید امکانات لوژستیکی زیادی از همکاران جدید خود به دست بیاورند اما قطعا نیروی بشری شان در حال ترک کردن سنگر ها استند چون دیگر به این باور رسیده اند که با مردم مسلمان افغانستان درگیر استند و جنگ شان در نزد خلق جنایت و در نزد خدا، گناه نابخشودنی است.
  2. حکومت افغانستان اکنون در موضع برتریت قدرت نظامی نسبت به دشمن قرار دارد، باید از دست آوردها، ارزش‌ها و خواسته های خود به جرأت تمام دفاع نمایند.
  3. صلح پایدار دقت و درایت نیاز دارد، با اتکا و اعتماد به نیروهای دفاعی و امنیتی نباید در این امر از عجله کار گرفت.
  4. بیشتر از پیش از نیروهای امنیتی و دفاع حمایت و پشتیبانی باید کرد.

سخن پایانی

می‌خواهم این نوشته کوتاه را با خاطره‌ای به پایان برسانم. چندی قبل یکی از اقارب نزدیکم که منسوب قوای امنیتی و دفاعی بود، در نبرد روبرو با دشمن به شهادت رسید. او بزرگترین فرزند خانواده‌اش و پدر دو طفل کوچک بود. برادر کوچکتر مصروف نبرد با دشمن در صفوف قوای کوماندو در غزنی بود و از آخرین ملاقات برادرش محروم ماند. شهید را به خاک سپردیم و بیرق سه رنگ تابوت اش را برادر سوم بوسید و به یادگار با خود گرفت. یک هفته بعد برادر سوم به جای شهید از همان قطعه به مصاف دشمن رفت!

جنگ بهای سنگین دارد اما در امر دفاع از وطن سنگر های افغانستان هیچ وقت خالی نخواهد شد! در صلح خیر است.

نوشته: احرار