حقوق بشر

حقوق بشر

    مبحث اول - مفهوم حقوق بشر

      واژه حقوق بشر(Human Rights ) نسبتأ جدیداست وتنها بعدازجنگ جهانی دوم وتأسیس سازمان ملل متحد در سال 1945 میلادی وارد ادبیات ومحاورات روزمره شد.این عبارت جا گزین اصطلاح حقوق طبیعی Natural Low)) وحقوق انسان((Rights of Man گردیدکه قدامت بیشتر دارد. حتی درکتب کانت بزرگترین فیلسوف عصررنسانس که بیش ازهرفیلسوف دیگری انسان وکرامت اورمبدأ وملاک فلسفه خود قرارمیدهد، درجستجوی واژهٌ حقوق بشر گردیم اثری ازآن نمیابیم، حقوق بشرآن حقوق دانسته شده که محتوای معنائی آن دراساس ترکیب تاریخی داردوبه روی چشم اندازهای انسان سیاسی مقید به زمان بخصوص عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی قوام یافته است. باوجوداعتبارکلی که برای حقوق بشر قائل شده اند یک مفهوم فراگیر و منسجم ازآن ارایه شده است. هیچگونه مرزبندی بین آن همچون حقوق طبیعی، حقوق آ زادی، حقوق اساسی وحقوق شهروندی صورت نگرفته است، آنچه از لحاظ پذیرش وکیفیت حقوق بشر میتواند مهم باشد اینست که آنرا از دید حقوق طبیعی، دینی واخلاقی توضیح کرده اند، حقوق بشر رامیتوان حقوق ماقبل دولتی درحفظ افرادتلقی کرد.

    بطوری خلاصه میتوان گفت که حقوق بشر مجموعه ازامتیازات دارای مضمون ومفهوم والای انسانی است که انسان با صرف نظرازهرگونه وابستگی سیاسی، دینی، نژادی، جنس ومانند آن وحتی میزان قابلیت وصلاحیت فردی بدون توجه به اوضاع واحوال اجتماعی ازآن برخورداراست وبه کرامت،احترام وشخصیت انسان ارتباط دارد. با آنکه حقوق بشر ماهیت قراردادی ندارد ولی دولتها تائیداً به منظورتضمین اجرائی آن صراحتاً متحد گشته اند که آنرا برای نوع بشررعایت نمایند.

 

 پراگراف اول -  هدف حقوق بشر

    حقوق بشر به دنبال آنست که برای موجودیت بشرباحفظ همه ابهام کرامت انسان وآزادی اویک تضمین حقوقی تأمین کند وبرای آن یک چارچوب اجتماعی برسمیت شناخته شده پدید آورد.

   ازنظرفلسفی میتوان گفت که حقوق بشر ناظربرقوانین انسان د وستانه میباشد. حقوق بشربه انسان ازحیث آنکه انسان است بدون توجه به اختیارات خاص نظرداردو به تعبیردیگربه اصالت انسانی اومربوط است، حقوق بشر آن دسته ازحقوق انسانهااست که جایگاه انسان هارا درزنده گی اجتماعی مشخص میکند. مقررات مربوط به حقوق بشر اصول وقواعد استندبرای تنیظم رابطه افرادهرجامعه بایک دیگروبادولت ونیز روابط انسان ها وملتها درصحنه بین المللی بایکدیگر.

پراگراف دوم - اعلامیه جهانی حقوق بشر

    یکی ا زاهداف سازمان ملل متحد که درماده ی اول  منشور ملل متحد اعلام شد، حصول همکاری بین المللی درترویج وتشویق احترام برای حقوق بشر وآزادی های اساسی برای همه صرف نظراز نژاد، جنس، زبان یا مذهب است.

        تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط مجمع عمومی درتاریخ 10دسامبر 1948،یکی ازنخستین دستاو ردها ی ساز مان ملل متحد درزمینه حقوق بشر بود مجمع عمومی این اعلامیه را به عنوان (معیارموفقیتی مشترک برای همه اقوام وملتها) مصرف کرد، ازآن همه کشورهای عضو وکلیه مردم جهان خواست تا شناخت ورعایت موثرحقو ق وآزادی های مندرج درآن راترویج وتامین نمایند.

 همه ساله، روز10 دسا مبر به عنوان سال گرد تصویب اعلامیه فوق الذکر، در سطح بین المللی گرامی شمرده میشود.

  مواد (1) و(2) اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان میداردکه همه انسان ها از جهت حیثیت وحقوق برابرزاده شد ه اند حق برخورداری ازکلیه حقوق وآزاد ی های مندرج دراعلامیه را (بدون هیچگونه تمایزی به لحاظ نژاد، رنگ پوست، جنس، زبان ، مذهب، باورهای سیاسی وغیرآن اصلیت ملی یااجتماعی، میزان دارایی، ولادت یا شئون دیگردارا میباشند).

  مواد (3) تا(21) اعلا میه،حقوق مدنی،سیاسی ای را که همه انسان ها محق به برخورداری ازآنها هستند بیان میدارد:

حق حیات،آزادی وامنیت شخصی.

آزادی ازبردگی وبندگی.

آزادی ازشکنجه بارفتاریا مجازات ظالمانه،غیرانسانی یا تحقیرآ میز.

حق شناخته شدن به عنوان شخص (مستقل) دربرابر قانون.

حق برخورداری ازجبران خسارت واحقاق حق به حکم دادگاه.

آزادی ازدستگیری،توقیف یا تبعید خود سرانه.

آزادی برخورداری ازمحاکمه منصفانه ورسیدگی علنی توسط محکمه مستقل وبیطرف.

حق بیگناه شناخته شدن تازمان ثبوت تقصیر.

آزادی ازدخالت خودسرانه درزندگی خصوصی،خانواده،خانه یا مکاتبات.

آزادی ازتعرض به حیثیت وشهرت.

حق برخورداری ازحمایت قانون دربرابراین قبیل تعرضها.

آزادی نقل مکان.

حق پناهندگی.

حق تابعیت.

حق ازدواج وتشکیل خانواده.

حق مالکیت.

آزادی اندیشه، وجدان ومذهب؛ آزادی عقیده وبیان.

حق شرکت دراجتماعات وعضویت درتشکل های مسالمت آمیز.

حق مشارکت دردولت ودسترسی برابربه خدمات عمومی؛

مواد 22 تا 27 اعلامیه  حقوق اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی رابه شرح زیرتبیین می کنند که همه افرادجامعه بشری محق به برخورداری ازآنها میباشند.

حق برخورداری از تأمینات ا جتماعی.

حق کارکردن؛حق برخورداری ازدستمزد مساوی دربرابرکارمساوی؛حق تشکیل اتحادیه های صنفی وعضویت درآنها.

حق برخورداری ازاوقات استراحت وفراغت.

حق برخورداری ازآنچنان معیارزیستی که متضمن تأمین بهداشت وبهزیستی درحدمکفی باشد.

حق برخورداری ازآموزش وپرورش.

حق مشارکت درحیات فرهنگی جامعه.

مواد پایان اعلامیه شامل مواد28 تا30 ناظربرتصدیق این مطلب است که هرانسانی حق برخورداری ازچنان نظمی درابعاد ملی وبین المللی را که رهنمون به تحقق کامل حقوق مندرج دراین اعلامیه باشد،دارد؛ واین حقوق راتنها به قصد تأمین شناخت وحرمت حقوق وآزادی های دیگران میتوان محدود ساخت؛ وهرفردی ازافراد درقبال جامعه ای که درآن زندگی میکند،تکالیفی برعهده دارد.

مبحث دوم - ارزش حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر

   هنگامی که اعلامه جهانی حقوق بشر در سال 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید، مثل سایرقطعنامه های صادره از سوی مجمع عمومی ارزشی بیش از توصیه نداشت. ولی بامرورزمان ماهیت حقوقی آن فرق کرده واکنون جزواسناد معتبرولازم الاجرا به شمارآمده وازآن به عنوان یک سندنمایانگرا ستاندارد بین المللی درزمینه حقوق بشریاد میشود، درعلت تغیرماهیت حقوقی اعلامیه جهانی حقوق بشر مواردزیرقابل ذکراند:

بعضی از اساتید حقوق بین المللی معتقدند حقوق بشر ریشه درحقوق عرفی بین المللی دارد. به عنوان مثال پروفیسور"مرون"استاد دانشگاه نیویورک استدلال میکند حتی در صورت عدم الحاق دولتها به کنوانسیون های متعدد مربوط به حقوق بشر،قواعد حقوق بشر برای دولتها الزام آوراست.دراین خصوص لازم است خاطرنشان شود اگرچه ممکن است قبل از تصویب اعلامیه حقوق بشرچنین عرفی بین دول اروپایئ وجودداشته باشدولیکن جامعه بین المللی بطورعام وجود چنین عرفی رابرسمیت نمیشناسد  بطوری که بعداٌ توضیح داده خواهد شددردوره قبل ازجنگ جهانی اول دولتها نحوه رفتاربااتباع خویش را درچارچوب صلاحیت داخلی خود تلقی میکردند.مضافاٌ برآنکه درجریان کنفرانس سانفرانسیسکوتعدادی ازنمایندگان شرکت کننده پیشنهادهای مشخصی راجع به حمایت از حقوق بشر درمواردمعیین ارایه کردند که به تصویب نرسید وفقط مواد55 و56 منشورمتضمن تعهد کلی دولتها برای افزایش احترام به حقوق بشر پذیرفته شد.

"ماده 55 منشور ملل متحد اشعارمیداردکه سازمان ملل باید احترام جهانی ورعایت حقوق، آزادی های سیاسی برای همه مردم بدون تبعیض از حیث نژاد، جنس، زبان مذهب و ... را ارتقا میدهد و به موجب ماده56 همه اعضاٌ متعهد میشوند که اقدامات فردی یا دسته جمعی درهمکاری با سازمان برای دستیابی به مقاصد مذکور درماده 55 انجام دهند .استفاده از کلمه تعهد بطورضمنی وظیفه ای قانونی تحمیل میکند.

تعدادی ازحقوقدانان استدلال میکنند دراثر عملکرددولتها به قواعدمندرج دراعلامیه حقوق بش، اصول مندرج درآن بصورت عرف درآمده اندزیراکه اصول مندرج در آن  در قوانین اساسی تعدادی از دولتها، کنوانسیون ها واعلامیه های منطقه ای راجع به حمایت از حقوق بشرگنجانیده شده است. همچنین درتعدادزیادی از معاهدات دوجانبه احترام به موازین آن موردتاکید واقع شده است، نقطه مقابل این استدلال آن است که صرف گنجانیدن احترام به حقوق بشر درقوانین اساسی ویا معاهدات به منزله عمل به این تعهدنیست مانند اینکه موارد نقض حقوق بشر درکشورهای اتفاق می افتد که چنین تعهداتی راروی کاغذپذیرفته اند، بنابراین نمیتوان مدعی شدکه موازین اعلامیه بصورت عرف درآمده زیراکه تا عمل به این اصول توسط کلیه دولتها هنوزفاصله زمانی زیادی درپیش است.                 

اعلامیه جهانی حقوق بشر به تصویب مجمع عمومی رسید به منزله تفسیر مواد مربوط به حقوق بشر مندرج  درمنشور یاد شده است ،زیراکه مقبولیت عام یافته وبنابرین ، حا لت لازم الاجرایی پیدا کرده است.

این نظر نیز مطرح شده که اصول مندرج دراعلامیه مذکور به منزله اصول عمومی حقوق بین المللی موضوع ما د ه 38 اساسنامه دیوان بین المللی داد گستری میباشد، مضا فاٌ برآنکه دیوان بین المللی دادگستری دررسیده گی هایش از آن به عنوان یک سند حقوقی معتبر نمایا نگر استا ندارد بین المللی حقوق بشر یادکرده است ،به عنوان مثال دیوان بین المللی دادگستری دررأی مربوط به گروگا ن های آمریکائی درتهران چنین نظرداده:

    " محروم کردن انسان ازآزادی وایجاد محدود یت فزیکی وشرایط دشواربرای آنها یقیناٌ بااصول منشورملل متحد وهم چنین با اصول اساسی مندرج دراعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد"

         وسرانجام مقدارزیاد ی از اصول مندرج دراعلامیه درمیثاق های حقوق مدنی وسیاسی وحقوق اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی درج شد ه است که میثاق های مزبور به عنوان معاهدات معتبر چند جانبه بین المللی برای اعضای آنها حالت لازم الا جرایی دارند .

    علی الرغم استدلال های مطرح شده ازسوی حقوق دانان وبرخلاف اشارات داد گاههای مختلف به موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر هنوز نه دولتها ونه داد گا ه ها به صراحت اعلام داشته اند که کلیه اصول مندرج دراعلامیه جهانی حقوق بشر بصورت اصول حقوق بین المللی سنتی درآمد ه نتیجتاٌ برای کلیه دولت ها حالت لازم الاجرایی پیداکرده است ،چنین نتیجه ای بدان معنی نیست که برخی ازاصول مهم مندرج دراعلامیه بصورت عرف ویااصول حقوق عمومی درنیامد ه باشد به عنوان مثال ممنوعیت برده داری ونسل کشی ازجمله مواردی هستندکه درلازم الاجرابودن آنها برای کلیه دولتها جای تردیدی وجودندارد .

 این نتیجه گیری که تعدادی ازاصول مربوط به حقوق بشر بصورت قاعد ه عرفی حقوق بین المللی درآمده اند این سوال رامطرح میسازدکه آیا این قواعد، از جمله قواعد آمره بین المللیJus Congas))  میباشند. باوجود گنجانیدن اصل قواعدآمره درکنوانسیون وین راجع به حقوق معاهدات درخصوص اینکه چه قواعدی آمره میباشد،کنوانسیون ساکت است وتشخیص چنین قواعدی ازآن جامعه بین المللی میباشد، کمیسیون حقوق بین المللی ممنوعیت توسل به زور، ممنوعیت برده داری، ممنوعیت دزدی دریایی، ممنوعیت نسل کشی را درزمره قواعد آمره برشمرده است.

      بنابراین میتوان مدعی شدکه تعدادی از اصول مربوط به حقوق بشر مندرج دراعلامیه حتی به درجه قاعده آمریه حقوق بین المللی ارتقأ یافته اند.

  یادآوری این نکته نیز ضروری است که دیوان بین المللی دادگستری درقضیه (Barcelona Traction Case )اعلام کردکه درخصوص"حقوق اساسی بشرکلیه دولتها ازلحاظ حقوقی علاقمند به حمایت از آنها هستندواین تعهد ازانواعErga Omnisمیباشد"

     اگرچه دیوان در این خصوص بیش از این توضیح نداده ولیکن در تعبیروتفسیر های این رای گفته شده که دولتها علاقه مشترک دارند که برای جلوگیری از نقض حقوق بشرچاره جوی کنند.

    با وجود  اشارات متعدد به علاقه حقوق مشترک دولتها درنوشته های علمأحقوق بین المللی، هنوز جایگاه حقوقی Erga Omnes  مشخص نیست و تا آنجا که به حقوق بشرمربوط است این یک اصل پذیرفته شده است که دولتها به نقض حقوق بشر درقلمرودولتهای دیگراعتراض بکنند ،ولی به نظرنمی رسدکه اعلام این حق از سوی دیوان بین المللی دادگستری که برمنشورواعلامیه جهانی حقوق بشر ودیگراسنادبین المللی مبتنی است ،تفاوت چندانی درعلاقمندی دولتهابه حمایت از حقوق بشر ایجادکند.

مبحث سوم - سازمان های حقوق بشر

سازمان های حقوق بشر اجتماعی اند که جهت حمایت ،حفاظت وبهترشدن سطح زندگی مردم درکشورهای انکشاف یافته وسایرکشورها فعالیت میکنند ،تمامی سازمان های حقوق بشر رامیتوان به سه گروپ دسته بندی کرد.

پراگراف اول - سازمان های بین المللی حقوق بشر

      سازمان های بین المللی حقوق بشرعبارت  اند از اجتماع چند دولت می باشند که برای  بهترشدن سطح زندگی مردم فعالیت مینمایند از جمله سازمان های بین المللی حقوق بشرمیتوان ازاین سازمان ها نام برد.

جز اول - سیستم معلومات وشواهد حقوق بشر

       این نهاد درسال 1979 بطورغیررسمی ودرسال 1982 بطوررسمی تاسیس گردید هدف این سازمان دسترسی بهتروانتشار معلومات دررابطه حقوق بشر وجمع آوری آن بصورت یک کتاب ،این سازمان یک شبکه بین المللی رابوجودآورده یعنی یک ارتباط رابین سازمان های که دررابط به حقوق بشر اخبارجمع آوری مینمایند برقرار نموده      و این   سازمان ها را به هم ارتباط  میدهد زیرا  راه  بهتر برای ایجاد  شبکه  بین المللی ارتباط این سازمان ها است وقتیکه این سازمان ها اطلاعات راجمع آوری نمودند دفترسیستم معلومات وشواهد حقوق بشر این اطلاعات رااخذ میداردهمچنان این موضوع یک رقابت سریع را بین سازمان های حقوق بشر درقسمت جمع آوری اطلاعات بوجودآورده است.

جز دوم -  سازمان بین المللی قانون دانان

    این سازمان درسال 1958 تاسیس گردید که یک مرکزرابرای قضات وقانوندان غیروابسته ایجادکرده است که شامل(45 )نفر حقوقدان میباشد وهمه نمایندگان قانونی ملل مختلف جهان محسوب میشود. این سازمان ازتخطی های که درهنگام تحقیق از مجرمین سیاسی میشود راپورمیدهدکه این کار توسط یک هیئت اعزامی صورت میگیرد. همچنان این سازمان مستقیماُبا دولت ها تماس گرفته وازاذیت های که توسط قضات وقانوندانها صورت میگیرد اعتراض میکند.

جز سوم -  سازمان عفوبین المللی

     سازمان عفوبین المللی شامل (48 )عضومیباشد درسال 1961 تاسیس گردید هدف از این سازمان رهائی زندانیان سیاسی یا زندانیان که صرف نظربه عقاید ووجدان شان زندانی شده اند ایجاب یک محکمه مناسب وشایسته، که درآن این زندانیان به  صورت علنی محاکمه شوند، ازمیان برداشتن اعدام وهرنوع رفتارخشونت آمیزعلیه زندانیان تشکیل میدهد.

پراگراف دوم - سازمان های حقوق بشر ملل متحد

   سازمان های که تحت حمایت ملل متحد دررابط به حقوق بشر کارمینمایند به دودسته تقسیم میشوند.

جزء اول- سازمان های مستقیم

حقوق بشر ملل متحد که مستقیماٌ بالای حقوق بشر کار میکنند مانند  کمیسیون حقوق بشر، کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد ومرکز حقوق بشر که شرح آن در صفحات بعدی خواهد آمد.

 جزء دوم-  سازمان های غیرمستقیم

 حقوق بشرملل متحد که غیرمستقیم بالای حقوق بشر کارمیکنندمانند سازمان بین المللی کار(I.L.O) کمیساری عالی ملل متحد برای مهاجرین UNHCR)) صندوق کودکان ملل متحد (UNICEF) وغیره میتوان نام برد.

پراگراف سوم - سازمان های حقوق بشرکه در یک کشورفعالیت مینمایند

    این سازمان ها اجتماعی اند که صرفاٌ در یک کشور فعالیت مینمایند مثلاٌ سازمان زنان حقوقدان پاکستان ویا دفتر تعاون افغانستان (C.C.A)در افغانستان اگربخواهم سازمان های حقوق بشر را نظربه فعالیت های شان دسته بندی کنیم میتوانیم آنهارا به چهارگروپ تقسیم نمایم.

  • سازمان های بین المللی حقوق بشر:  مانند سازمان عفوبین المللی که فعالیت آن مختص برای یک کشور نیست.
  • سازمان های حرفوی :  این سازمان ها اجتماعات اند که بالای یک حرفه خاص کار وفعالیت دارند بطورمثال انجمن حقوقدانان ،اجتماع شعرأوغیره.
  • سازمان های حقوق بشر که خواستگاه ملی دارند: از بطن یک ملت خاص بوجودآمده اند مانند اتحادیه حقوق بشر فرانسه که درسال 1902 تاسیس شد وتوسط نویسنده شهیرفرانسوی ویکتورهوگو تقویه وحمایت میشد.
  • سازمان های همبستگی :   این نوع سازمان ها که تعداد زیاد سازمان های حقوق بشر راتشکیل داده هدف شان حمایت ازمنافع اقلیت ها درکشورهای درحال رشد ویا درمجامع خودشان میباشد سابق توجه این سازمان ها بیشتربه شوروی وکشورهای اروپای شرقی معطوف بوداما فعلاٌ این سازمان هافعالیت های بخاطر دموکرات ساختن چین ، برما وآزادی تبت متمرکز ساخته اند.

 

نتیجه گیری

حقوق بشر یکی ازدست آوردها سازمان ملل متحد میباشد و کشورهای که تعهد به رعایت ارزشهای آن کرده اند واین اعلامیه را درقوانین مدون خویش قبول نموده اند که افغانستان نیز در ماده  هفتم قانون اساسی دولت را مکلف به رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی نموده است. کشور ها بیشترازآن که به کاراندازی وتعمیل  ارزشها ی آن بپردازند بیشتروبیشترازآن، چه درسیاست داخلی وچه خارجی استفاده ابزاری میکنند. سازمان ملل متحد اکثراً دراین مورد تنها پیام رسان موازین ارزشهای مواد اعلامیه ها ومیثاقهای بین المللی به کشورها ونهادهای دولتی وغیردولتی که ناقضین حقوق بشرهستند، میباشد ویا دولتهای که هم اعلامیه ومیثاق نامه ها را امضا ویا تصویب نموده اند درامررعایت مسائل حقوق بشر به مشکلاتی روبرو بوده ونمیتوانند جلونقض حقوق بشر را درقلمروشان بگیرند.که این بیشتربه مسائل داخلی کشورها وعدم آگاهی خیلی ازافرادبشری از حقوق حقه شان مربوط میشود ویک معضله قوی دراکثرکشورهای جهان  است.

به امید روزی که دیگر در هیچ گوشه از جهان حقوق بشری مورد نقض و دستبرد قرار نگیرند.